روزهای طلایی زندگی

یک مادر که تصمیم داره روزهای بهتری برای بچه ها بسازه. آدرس اینستاگرام @ghatareelm

روزهای طلایی زندگی

یک مادر که تصمیم داره روزهای بهتری برای بچه ها بسازه. آدرس اینستاگرام @ghatareelm

شکست

امروز یکی از مسیرهایی که فکر میکردم جواب بگیرم با شکست مواجه شد اما دیگه این شکستها من رو ناامید نمیکنه بلکه بهم انرژی مضاعف میده تا حتما جلو برم و به هدفم برسم. 

حتما میاد روزی که برگردم به عقب و با لبخند به تمام این شکستها نگاه کنم. 


برنامه ریزی

تازه از مسافرت برگشتیم و حس و حال انجام هیچ کاری رو ندارم. فقط خونه رو مرتب و تمیز کردم بلکه ذهنم هم آرامش پیدا کنه. بعد هم نشستم اهداف و برنامه هام رو (برای بار چندم) نوشتم. سعی کردم واقع بینانه تر بهشون نگاه کنم و قدمهام رو شمرده تر و کوتاه تر بنویسم. یک قسمت هم بهش اضافه کردم اونم خصوصیات شخصیتی که به نظرم دارم و داشتنشون زیاد خوب نیست مثلا اینکه خیلی صبور نیستم. همرو لیست کردم و راههای کم کردن و از بین بردنشون رو هم نوشتم. 

البته کماکان حوصله و انرژی ندارم اما در عوض برنامه برای روزهای آتی دارم 

پارک

امروز ساعت یک بعد از ظهر پسرم رو بردم پارک. هیچ بچه ای تو پارک نبود! البته تعجبی هم نداشت چون تو اولین سر خوردن از سرسره میچسبیدن بهش از گرما. اما تو همون هوای گرم چندتا پیرمرد تو پارک بودن. نمیدونم روزای پیری من چطوری خواهد بود... روزایی که بیشتر کسایی که دوست داریم دیگه پیشمون نیستن روزایی که ما شدیم تکیه گاه کوچیکترها شاید اصلا کسی نباشه که باهاش درد دل کنیم‌. اصلا چقدر عشق تو دلمون هست چندتا ایده داریم که برای اجراشون تو ذهنمون برنامه ریزی میکنیم... امیدوارم اون روزا هم انقدر کار داشته باشم که وقت نکنم برم پارک و به روزای گذشته فکر کنم....

امید

شروع کردن و راه انداختن یک کار جدید خیلی خیلی خیلی سخته. من این سختی رو دارم با تمام وجودم حس میکنم. روزهایی که به خودم میگم واقعا تا کجا میتونم جلو برم. روزهایی که دلم میخواد هرکاری تا الان کردم رو آتیش بزنم و از همه فکر وخیالها راحت شم. ولی در نهایت صدایی بهم میگه برو جلو یا کور سویی یه گوشه ای پیدا میشه و یه قسمت کوچیکی از راه رو روشن میکنه و من بازم جلو میرم....

سیب زمینی سرخ کرده

نمیدونم چطوریه که سیب زمینی سرخ کرده هرچقدر هم زیاد باشه بازم کم میاد